محمد علی صدیقی

دخیل کردن اصناف در تصمیم‌گیری‌ اقتصادی راه خلاصی از این شرایط است

محمد علی صدیقی، نائب رئیس اتاق تبریز و مشاور اتاق ایران مثل شماره‌های گذشته میهمان مجله اخبار صنعت چرم و کفش است. وی معتقد است دخیل کردن اصناف در تصمیم‌گیری‌ اقتصادی راه خلاصی از این شرایط است. آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت و گوی ما با ایشان در خصوص شرایط فعلی بازار است.


*به عنوان سوال اول بفرمایید که الان اوضاع و شرایط بازار چگونه است؟
همانطور که میدانید از نیمه دوم سال ۹۶ به بعد شاهد نوسانات ارز بودیم و هنوز هم هستیم. امسال قبل از شیوع کرونا به بودجه کشور انتقاداتی وجود داشت؛ از جمله انتفادات در خصوص بحث درآمدها بود که بر اساس پیش بینی های غیرواقعی بود و با واقعیت های موجود همخوانی نداشت. درواقع با توجه به تنگ تر شدن حلقه‌های تحریم در سالهای گذشته، می‌دانستیم که صادرات نفت در سال ۹۹ برای ایران تقریبا غیر ممکن خواهد و کرونا هم مزید بر علت شد و اوضاع را بدتر کرد. بنابراین از این رهگذر بودجه ۹۹ که به نظرمن در خواب و خیال نوشته شده بود و اصلا کاری کارشناسی نبود، اصناف بعنوان بزرگترین NGO کشوری بیشترین آسیب را می بینند.

*با این تفاسیر آسیب دیدن اصناف چه تبعاتی به همراه دارد؟
تبعات زیادی خواهد داشت از جمله اینکه شاید ۳۰ تا ۴۰ درصد از صنف ها در آینده به تاریخ بپیوندد چون یکسری صنف‌ها ۷۰ -۸۰ درصدشان یا ورشکست شده اند یا در حال ورشکستگی هستند. من معتقدم که الان در یک بحران یا فرایند اقتصادی قرار نداریم بلکه در یک سونامی ویرانگر قرار گرفته ایم که خوب و بد را با هم ویران می سازد و عامل اصلی آن نیز به نظر من پیروی از اقتصاد سیاسی است که الان در جامعه خودش را نشان می دهد و همه ما را درگیر کرده است.

محمدعلی صدیقی- اتاق اصناف تبریز

ما یک کشور ثروتمند هستیم اما قدر این مردم را نمی‌دانند و به نظر من اینها دیگر ضعف مدیریتی نیست بلکه دست‌های پنهان به دنبال آسیب زدن به مردم هستند.

*خب ممکن است این سوال مطرح شود که در این موقعیت چه باید کرد؟
اول باید بدانیم که ما آدمهای کم حافظه ای هستیم. چون ما این وضعیت را چندین بار در دهه های گذشته تجربه کرده ایم اما هنوز درس نگرفته ایم. به عنوان مثال اگر به ۶۸ سال عقب‌تر یعنی زمان دکتر مصدق برگردیم می بینیم که یک دولت انقلابی مردمی روی کار آمده و نفت ما را نمی خرند و علاوه بر این از شرق و غرب به ما می تازند. می بینیم که در آن موقع بودجه بدون نفت بسته شد و موفق هم شدند چون بین دولت و مردم اعتماد ایجاد شد. اما الان همه جناحی شده است و هیچکس راست نمی گوید. در حقیقت الان حلقه مفقوده اعتماد بین مردم و دولتها است و تا زمانی که دولتها با مردم رو راست نباشند و حرف راست نزنند وضعیت همین گونه است. در حالی که بازار و اصناف این توانمندی را دارد که همه امور را مدیریت کند. چون سهم اشتغال اش ۱۰ میلیون نفر است. دخیل کردن اصناف در تصمیم‌گیری‌ اقتصادی راه خلاصی از این شرایط سخت است اگر اصناف را در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی سهیم بدانند و مشاوره بگیرند به نظر من باز هم مشکلی نخواهیم داشت. واقعا برای من قابل درک نیست که چرا دولتها این موضوع را نمی‌فهمند و بحث خصوصی سازی و برون سازی را واقعی نمی‌کنند و کار مردم را به دست مردم نمی سپرند!
از سوی دیگر سوال من این است که اگر قرار است بودجه امسال ریاضتی باشد چرا دولت بودجه خودش را کم که نکرده هیچ در عوض آن را افزایش هم داده است؟!
ما یک کشور ثروتمند هستیم اما قدر این مردم را نمی‌دانند و به نظر من اینها دیگر ضعف مدیریتی نیست بلکه دست‌های پنهان به دنبال آسیب زدن به مردم هستند.

*به نظر شما کرونا چه سهمی در ایجاد این وضعیت داشته است؟
نباید همه مشکلات را به کرونا ربط داد البته آن هم مزید بر علت شده است. بر اساس آخرین آمار در جامع صنفی حدود ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر به تعداد بیکاران از رهاورد کرونا افزوده شده است. اگرچه شیوع کرونا مزایایی از جمله مطرح کردن مباحث بهداشتی داشت به طوری که از این نظر جامعه ما را ۳۰ سال ارتقاداد. از طرف دیگر مشاغل فضای مجازی را رونق داد و اصناف هم در این رابطه کارهایی انجام داده اند.
مساله مهم این است که بلاخره یا کرونا تمام می شود و یا همزیستی با آن ایجاد می شود اما قطعا دوران پساکرونا دوران سختی خواهد بود و تغییرات اساسی رخ خواهد داد اصناف باید در بحث‌های تجاری و اقتصادی خودشان را آماده سازند.

*یکی از مشکلات صنعت چرم و کفش افزایش نرخ ارز است. دلایل گرانی دلار چیست؟
ما قبلا روند گرانی ارز را پیش بینی کرده بودیم و باید اتفاق می افتاد. الان دلار مسیر خودش را می رود و نسبت به طلا نیز موقعیت خود را حفظ کرده اما پول ما بی ارزش شده است. به عبارت دیگر ما یک مشکل مبتلا‌به را در دهه های گذشته داشته‌ایم و آن هم بحث نقدینگی مزاحم بوده است؛ یعنی یک پول قلمبه در جامعه دست افرادی هست که هرکجا می رسد آنجا را ویران میکند. یک روز بازار مسکن، یک روز بازر طلا، روز دیگر خوردو و غیره. تا زمانیکه این نقدینگی تبدیل به یک سرمایه مولد نشود ما این مشکلات را خواهیم داشت.
البته موضوع گرانی دلار بحث های دیگری هم دارد؛ به عنوان مثال دلار یک ارز خارجی است که باید وارد کشور شود که غالبا ۸۵ درصد از فروش محل منابع نفتی و پتروشیمی به کشور وارد میشود اما وقتی نفت فروش نمی رود استحصال آن به مشکل برمی خورد.
از سوی دیگر دولت می خواهد کسری بودجه غیر واقعی را جبران کند که غالبا از ۳-۴ محل میسر است؛ یکی از محل افزایش قیمت ارز که دست دولت است، بعدی از محل چاپ اسکناس بدون پشتوانه که آن هم دست دولت است. سومین مورد نیز از محل افزایش درآمدهای مستقیم که آن هم باز دست دولت است و نهایتا بورس که امسال اتفاق افتاد.
در حقیقت دولت از رهاورد این ۴ قضیه می‌تواند کسری بودجه خودش را جبران کند که اولویت دولت افزایش قیمت ارز و بورس بود. بنابراین اگر بدهی دولت به بانک مرکزی را ببینید و بر مبنای دلار محاسبه کنیم می بینیم که در عرض یکسال نصف شده است هیچ کاری هم نکرده و فقط از محل افزیش قیمت دلار بوده است!بنظر من دست دولت در جیب مردم است و فقط میخواهد مشکلات خودش را حل کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *